تبليغاتX
من و خودم... -
امروز پنجشنبه است . روز مورد علاقه ی من . همیشه خوب بوده ولی این چند هفته ی اخیر خیلی کمتر از قبل از پنجشنبه هام لذت می برم . ولی گذشته از اون همه چیز خوبه . پنجشنبه ها روز منه . زود تعطیل میشیم . پنجشنبه ها تو راه برگشت آدمای همسن خودمون رو می بینیم . بچه مدرسه ای هارو .همشون خوشحالن . خیلیاشون منتظرن ( اگه دوزاری نیفتاد یعنی سر قرارن ) . امروز فکر کردم شاید خیلیا این روز رو دوست دارن . مهمترین چیز اینه که شبش یه خواب آروم داری چون فرداش مجبور نیستی ساعت ۶ با زنگ ساعت از خواب پاشی و با کتاب بپری تو سرویس . پنجشنبه هارو به یه دلیل خیلی مهم دوست دارم . اینکه پنجشنبه ها سرویسمون از جلوی انجمن شاعران می گذره . جایی که من عشقشم . عاشق جو و ساختمون و محیطش . جایی که هنوزم از اینکه وقت ندارم برم توش غصه می خورم .

یه شعر از سهراب . یکی دیگه ازشعرایی که خیلی دوست دارم .

دوست

بزرگ بود
و از اهالی امروز بود
 و باتمام افق های باز نسبت داشت
 و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید
صداش به شکل حزن پریشان واقعیت بود
 و پلک هاش مسیر نبض عناصر را به ما نشان داد
 و دست هاش
هوای صاف سخاوت را
ورق زد
و مهربانی را
به سمت ما کوچاند به شکل خلوت خود بود
و عاشقانه ترین انحنای وقت خودش را
 برای اینه تفسیر کرد
 و او به شیوه باران پر از طراوت تکرار بود
و او به سبک درخت
میان عافیت نور منتشر می شد
 همیشه کودکی باد را صدا می کرد
همیشه رشته صحبت را
به چفت آب گره می زد
برای ما یک شب
سجود سبز محبت را
چنان صریح ادا کرد
که ما به عاطفه سطح خک دست کشیدیم
و مثل یک لهجه یک سطل آب تازه شدیم
و بارها دیدیم
که با چه قدر سبد
 برای چیدن یک خوشه ی بشارت رفت
ولی نشد
 که روبروی وضوح کبوتران بنشیند
 و رفت تا لب هیچ
 و پشت حوصله نورها دراز کشید
و هیچ فکر نکرد
 که ما میان پریشانی تلفظ درها
 برای خوردن یک سیب
چه قدر تنها ماندیم

 

+ نواخته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 15  توسط سپیده | 
 
صفحه نخست
تماس با من
نواخته های قبلی
درباره وبلاگ
سلام من سپیده ام . نیمه ی آذر 69 چشمامو به روی این دنیا باز کردم .عاشق شعر و موسیقی هستم . از سهراب و مولانا و ... . سنتور می زنم .
من و خودم جاییه که حرف ها و هر چیز دیگه ای که من و خودم دوست داشته باشیم رو توش می نویسم.از خودم یا از دیگری....

نواخته های پیشین
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
دوستان من
دل نوشت های شب نشین
آمده ام با عطش سالها....
خوش به حال من و دریا و غروب و خورشید...
سر در گم ...(سیب)
ایمان
زنگ انشا(خانوم فرشیدنیک عزیز)
زندگی نغمه ای تکراریست
آوای آزاد
واست می خونم از دلم ببخش که عاشقونه نیست
عروسک نحس
حدیث
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان