تبليغاتX
من و خودم... - فردا
من در زمانی بین گذشته و آینده گیر افتاده ام . مثل چرخ ماشین"عطا" در فیلم مزخرف "تیغ زن" که در ماسه ها گیر افتاده بود .

فردا رو نمی خوام یه جور متفاوت شروع کنم. میخوام خوب شروع کنم . فردا روز پُریه. فردا وقت "شیرازی"(همون ارتودنسی"دارم . فردا مهمون داریم. فردا مهمون هم هستیم . فردا می خوام صبحانه ام پر از شکلات باشه. فردا می خوام موهامو اتو کنم . فردا میخوام گوشه ی "حصار"تو چهارگاه رو کامل دربیارم . فردا می خوام "دستان" رو بالاخره گوش بدم . فردا می خوام به دوستام بزنگم و بیشتر دوسشون داشته باشم .فردا می خوام شکلات hobby بخورمبه یاد بچگی. فردا می خوام آلبوممو نگاه کنم . فردا عجب روز خفنیه.

به من چه که اون سانسی که ما رفتیم فیلم مزخرف تیغ زن رو داشت ؟ داغون بود. اصلا توصیه نمی کنم .

+ نواخته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 2  توسط سپیده |