تبليغاتX
من و خودم... - برف

فکر کنم باید بنویسم یه چیزایی ... می خواستم تا بعد امتحانا هیچی نگم نه برای اینکه درس بخونم . برای اینکه... همینجوری بی خودی !

از دیشب یه دفعه چه برفی اومد . امروز دم مدرسه از سرویس که پیاده شدم تا زانوم رفت تو برف . امتحان داده نداده با عصبانیت تمام از معلم ادبیاتمون که از درسایی که نخونده بودیم سوال داده بود ، پریدیم تو حیاط . چه حالی می ده وقتی دراز می کشی کف حیاط و دفن می شی و احساس می کنی اگه تا یک دقیقه ی دیگه بلند نشی دیگه هیچ وقت بلند نمی شی . این مدیر ما هم که نمی دونم هدفش از اینکه نوک کوه مدرسه ساخته چی بوده ؟! اه اه اه . خاک بر سرا فردا رو تعطیل کردن یه روز امتحانامون بیشتر شد . من نمی دونم آموزش پرورش تعطیل نکرده اینا چرا کاسه داغتر از آش می شن تعطیل می کنن ؟!

5 تا دیگه مونده و من با تنها امتحانی که مشکل دارم تاریخه . از کتاب تاریخمون متنفرم و تو طول ترم هم لای کتابو باز نکردم . انگار من بیکارم بشینم تاریخ دری وری آموزش پرورشو بخونم .

دارم آلبوم مسلم علیپور گوش می دم خیلی هم باحاله . ریتم لری با پاپ !

اصلا این روزای بد رو دوست ندارم . فقط می خوام مامانی زودتر از اون بیمارستان لعنتی بیاد بیرون . خیلی هم حالش خوب باشه .

دلم برای کلاس سازم و سازم و همه چیز تنگ شده . امان از این امتحانا ! فکر کنم بعد یک ماه استادم اصلا رام نده تو کلاس .

می تونم الان برم تمرین کنم .

 می ترسم . هنوزم خیلی می ترسم .

خستگی آدم اگه اساسی از بین نره می مونه و می مونه و خسته تر می کنه .

اوه اوه یه چیزی دامب خورد زمین . همسایه بالایی داره برف پارو می کنه .

دلم آتیش می خوام . دلم می خواد الان 25 دی باشه . دلم می خواد الا سال 88 باشه . دلم می خواد الان اون روزی باشه که خزان یاد گرفتم . دلم عجب آدمیه ! هم آینده رو می خواد هم گذشته رو . دلم برای یه عالمه آدم تنگ شده . بذار این امتحانا تموم شه ... !

همش فکرم پیش مامانیه . اصلا تمرکز ندارم . خدا کنه زود خوب شه .

می دونی ؟ این لیوان گنده ی نسکافه هم حالمو بهتر نکرد .

 یه کتاب می خوام بخونم تو مایه های عادت می کنیم .

 

+ نواخته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 12  توسط سپیده | 
 
صفحه نخست
تماس با من
نواخته های قبلی
درباره وبلاگ
سلام من سپیده ام . نیمه ی آذر 69 چشمامو به روی این دنیا باز کردم .عاشق شعر و موسیقی هستم . از سهراب و مولانا و ... . سنتور می زنم .
من و خودم جاییه که حرف ها و هر چیز دیگه ای که من و خودم دوست داشته باشیم رو توش می نویسم.از خودم یا از دیگری....

نواخته های پیشین
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
دوستان من
دل نوشت های شب نشین
آمده ام با عطش سالها....
خوش به حال من و دریا و غروب و خورشید...
سر در گم ...(سیب)
ایمان
زنگ انشا(خانوم فرشیدنیک عزیز)
زندگی نغمه ای تکراریست
آوای آزاد
واست می خونم از دلم ببخش که عاشقونه نیست
عروسک نحس
حدیث
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان