تبليغاتX
من و خودم... - خر عینکی

جالبه ! خیلی جالب و مسخره است که تمام هفته ی مزخرفی که داشتی رو به امید آخر هفته بگذرونی و بهش که می رسی حوصله ی هیچ کاریو نداشته باشی جز اینکه بیفتی رو تختت و 14 فصل یه کتابو بخونی و بعدشم یه ماگ گنده چایی بخوری با اینکه گرمته ! و اینکه اصلا و اصلا حوصله ی مهمونی امشبو ندارم . اگه بچه ها نبودن که نمی رفتم . هنوزم معلوم نیست می رم یا نه ولی فک کن به مامانم بگم نمی رم . نصفم می کنه ! دیروز عجب روزی بود . نصف بیشترش  تلخه تلخ . نصف کمترش  شیرین. ببین آقا معلم .... تو که نمی بینی! دلم می خوام تو چشات نگا کنم اینو بهت بگم . تو همون جفت چشات که هیچی رو نمی بینه !

فردا کلاس دارم و این وحشتناکه که الان 3 ساعت بیشتر وقت ندارم و نمی رم تمرین کنم ! اعصاب اونم ندارم. اینم خیلی مسخره است . امروز حالم بد نیست فقط خیلی خسته ام . اینوبفهم که خیلی خسته ام . 3 شبه شبی 4-5 ساعت خوابیدم و هفت روز این هفته هم امتحان دادیم ! به خدا خیلی خسته ام و تو! آقا معلم خسته ترم کردی ! تقصیر خودته که سر کلاس انقدر اذیت می کنی و سر امتحاناتم که ... بهت گفتم دیگه ! نفهم !

اتاقم خیلی خیلی نامرتبه و من حوصله ی تنها چیزی که ندارم تمیز کردنشه !

شماره چشمم مثه خر (خر عینکی) رفته بالا . الان مانیتورو تار می بینم . فکر کنم از 0.5 به 2 رسیده ام راحت!

چه خوب شد دیروز ازت پرسیدم استاد وگرنه تا آخر عذاب وجدان داشتم . و وای از تو که نگاه می کنی که دل آدم هری میریزه پایین !استاد عینک بهت خیلی میاد!

فیزیک بلد نیستم . نه اینکه بلد نیاشم ولی ... بلد نیستم ولتاژ و بار خازن شماره 20 و چندو حساب کنم .

ببین من اصلا دلم خواست امروز بشینم و تو ذهنم فکر کنم که تو خیلی آدم رو اعصابی هستی ( با اینکه شایدم نباشی . ولی یه وقتایی می شی)

معلم فیزیک پاستوریزمون اومد تو کلاسو گفت این بساط چایی و نون بربریتونو از تو کلاس جمع کنین چقدر نامرتب و کثیفه ! فرداش تو تا کیسه ماگای مختلف تو دفنر معاون بود .

پ.ن: یکی به من یه مدل گوشی معرفی کنه که دوربینش فلاش داشته باشه . اصلا نمی تونم فکر کنم کدوم مدل بهتره .

+ نواخته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 16  توسط سپیده | 
 
صفحه نخست
تماس با من
نواخته های قبلی
درباره وبلاگ
سلام من سپیده ام . نیمه ی آذر 69 چشمامو به روی این دنیا باز کردم .عاشق شعر و موسیقی هستم . از سهراب و مولانا و ... . سنتور می زنم .
من و خودم جاییه که حرف ها و هر چیز دیگه ای که من و خودم دوست داشته باشیم رو توش می نویسم.از خودم یا از دیگری....

نواخته های پیشین
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
دوستان من
دل نوشت های شب نشین
آمده ام با عطش سالها....
خوش به حال من و دریا و غروب و خورشید...
سر در گم ...(سیب)
ایمان
زنگ انشا(خانوم فرشیدنیک عزیز)
زندگی نغمه ای تکراریست
آوای آزاد
واست می خونم از دلم ببخش که عاشقونه نیست
عروسک نحس
حدیث
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان