تبليغاتX
من و خودم... - خفقان

امروز مدرسه ها باز شد برای ما . چهار رو ز در هفته باید بریم مدرسه چون سومیم . بگذریم که من امروز حالم کلی گرفته شد. ولی ... روزگار می گذره . باید گذروند . شاید با جرات قبل نه ولی شاید آروم بتونم بگم بیخیال دنیا ! فقط می خوام این چند روز پیش بره و همه چی بیاد تو دستم .
___________ این جای خالی چیزیه که نمی خوام بگم !

اینو خیلی وقته می خوام بزارم وقت نشده ! حالا می ذارم .

 

و من با نهایت نگرانی برای تو می ترسم، برای باز شدن حفره های کنجکاو درونی ات ، از جهت گیریشان می ترسم . و از کودکانه های هیجان زده ی ادراکت . و من برای تو از پیچک های مرگ آور اطرافت ، با تمام دل های مادران نگرانم . آنقدر .. آنقدر که می خواهم با ناخن هایم آنها را بدرم . می خواهم با انگشتان ترسیده ام هوا را از مغز های بی فکرشان بگیرم . مغزهایی که جز ندیشه ی مرگ آوری هیچ ندارند . می خواهم ریشه ی وجودشان را به نابودی گره بزنم .

می خواهم با دستان خودم ، این پیچک ها را از ریشه درآورم . می خواهم افتخار حفاظت از تو روی همین دستانم بماند  همین دستهای آلوده به خون پیچک های خونخوار !

می خواهم کودکانه های ذهنت را رشد دهم ، نه همانگونه که مشکلات مرا ، بلکه به شیوه ی آرامش بخش مادرم .

تمام افکارت را ، تمام حرکات ذهنت را ، همه را باهم در آغوش می کشم . بگذار تمام اندیشه های آلوده شده ات جذب جسم من شود و سلامتی بماند برای روح تو !

می خواهم آنقدر قوی از نو برویانمت که قوی ترین پیچک های خفقان آور هم در برابر عظمت افکار تو دوام نیاورند. و من با تمام وجود برای تو امید می آفرینم!

+ نواخته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 16  توسط سپیده | 
 
صفحه نخست
تماس با من
نواخته های قبلی
درباره وبلاگ
سلام من سپیده ام . نیمه ی آذر 69 چشمامو به روی این دنیا باز کردم .عاشق شعر و موسیقی هستم . از سهراب و مولانا و ... . سنتور می زنم .
من و خودم جاییه که حرف ها و هر چیز دیگه ای که من و خودم دوست داشته باشیم رو توش می نویسم.از خودم یا از دیگری....

نواخته های پیشین
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
دوستان من
دل نوشت های شب نشین
آمده ام با عطش سالها....
خوش به حال من و دریا و غروب و خورشید...
سر در گم ...(سیب)
ایمان
زنگ انشا(خانوم فرشیدنیک عزیز)
زندگی نغمه ای تکراریست
آوای آزاد
واست می خونم از دلم ببخش که عاشقونه نیست
عروسک نحس
حدیث
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان